<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>

<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">
	<channel>
		<title>irsmg - پزشکی</title>
		<link>http://irsmg.ir/</link>
		<description />
		<language>fa</language>
		<lastBuildDate>Tue, 07 Sep 2010 09:07:06 GMT</lastBuildDate>
		<generator>vBulletin</generator>
		<ttl>60</ttl>
		<image>
			<url>http://irsmg.ir/styles/vistav1/misc/rss.jpg</url>
			<title>irsmg - پزشکی</title>
			<link>http://irsmg.ir/</link>
		</image>
		<item>
			<title>سیتی آنژیو به جای آنژیوگرافی</title>
			<link>http://irsmg.ir/t8590/</link>
			<pubDate>Wed, 01 Sep 2010 11:36:06 GMT</pubDate>
			<description>این ایمیل  چند روز پیش به دستم رسید...برام جالب بود گفتم بذارم اینجا...بد نیست بدونید...البته از دکتر جان هم میخوام اگه وقت کرد یه نظری در مورد صحت...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><font color="darkred">این ایمیل  چند روز پیش به دستم رسید...برام جالب بود گفتم بذارم اینجا...بد نیست بدونید...البته از دکتر جان هم میخوام اگه وقت کرد یه نظری در مورد صحت این قضیه بده...</font><br />
<br />
<font color="darkred">این متن همان گونه که دریافت شده، ارسال می شود</font><br />
<br />
  <br />
<br />
(لطفا بخوانید!) پیش گفتار: خیلی وقت بود وقت خالی گیر نیاورده بودم که <br />
<br />
این فاجعه را بنویسم. توصیه می کنم وقت بگذارید و بخوانید، چون مطمئنم <br />
<br />
شما هم به این مشکل بر خواهید خورد. به خصوص این روزها که مشکل گرفتگی <br />
<br />
عروق قلبی بیشتر از حد تصور زیاد شده. اگر از دوستان عزیز خواننده کسی <br />
<br />
پزشک بود یا اطلاعات پزشکی داشت هم خواهش می کنم وارد بحث شود یا اگر <br />
<br />
چیزی را غلط نوشته ام اصلاحم کند. <br />
<br />
  <br />
<br />
. نمی دانم پزشک ها چقدر به آن سوگندی که آخر کار تحصیل شان می خورند <br />
<br />
وفادار می مانند، یا اصلن یادشان مانده چیزی از مواردش را یا نه. خب <br />
<br />
انتظاری نیست. این سوگندنامه هم مثل همه ی چیزهای خوب این مملکت صوری ست. <br />
<br />
بحث من اما سر شرافت گم شده ی پزشک هاست. ربطی هم ابدن به سوگندنامه <br />
<br />
ندارد، که نادیده هم مشخص است راه کدام است و چاه کدام. بگذرم از حواشی و <br />
<br />
برسم به متن. <br />
<br />
  <br />
<br />
حدود دو ماه پیش نیمه های شب، یکی از بستگانم مشکلی براش پیش آمد و رفت <br />
<br />
اورژانس. برده شد در واقع. مشکوک شدند به سکته ی قلبی و متخصص قلب مقیم <br />
<br />
نبود و ماند تا صبح که حضرت حاکم نزول اجلال بفرمایند. آمد و دید و <br />
<br />
آزمایش نوشت و رفت و برگشت و تجویز کرد: آنژیوگرافی. آشنای دل نازک ما هم <br />
<br />
پر از ترس و اضطراب رفت زیر نیم چه تیغ آنژیوگرافی. نتیجه: 20 درصد <br />
<br />
گرفتگی قلبی. تجویز: درمان دارویی. آشنای ما ماند و دعای خیر به جان پزشک <br />
<br />
مهربانی که خیال اش را از عمل قلب باز راحت کرده بود. <br />
<br />
  <br />
<br />
چند هفته گذشت و قرعه ی کار به نام پدر و مادر خودم افتاد. برای تکمیل <br />
<br />
مدارک پزشکی حج باید می رفتند برگه ی سلامت قلب هم می گرفتند. رفتند و <br />
<br />
نوار قلب مشکل داشت. تست ورزش دادند و باز مشکل داشت. تجویز: آنژیوگرافی. <br />
<br />
استرس وارده به یک خانواده را حساب کنید خودتان. پدر و مادر مشکوک به <br />
<br />
گرفتگی عروق. یک لحظه هم که هردوشان را هم زمان تصور کنی روی تخت <br />
<br />
بیمارستان، کافی ست برای شب و روزت. رنگ به روی مادر نمانده بود از ترس. <br />
<br />
انقدر شجاعت اش ترک خورده بود که داشت آرزو می کرد بچه ی من را بیند و <br />
<br />
حسرت می خورد که اگر ندیدم چه؟ به پدرم لابد باید تکیه می کرد که آن <br />
<br />
بیچاره خودش بار خودش را اگر می کشید خیلی هنر کرده بود. با سابقه ی <br />
<br />
بیماری قلبی در خانواده ی ما، همه ی ذهن ها رفته بود سمت عمل قلب بازی که <br />
<br />
به زودی هردوشان باید انجام می  دادند. <br />
<br />
  <br />
<br />
پدرم ولی سماجت کرد. چندتا آشنای پزشک داشت، رفت مشاوره ی حالاخارج از <br />
<br />
تخصص، دوستانه. تست ورزش ها را دیدند و آن ها هم آنژیوگرافی هم کارشان را <br />
<br />
تایید کردند و حتا برای مادرم تاکید کردند «اورژانسی». تنها شانس ما این <br />
<br />
بود که پسرخاله ام آمده بود ایران. تخصص نمی دانم چی دارد می خواند، <br />
<br />
آمریکا. دید و گفت «مشکل که دارد، ولی چرا آنژیوگرافی؟ توی ایران مگر <br />
<br />
سیتی آنژیو ندارید؟». این اصطلاح جدید ِنجات بخش را بلعیدیم و پی گرفتیم <br />
<br />
و رسیدیم به بیمارستان قلب و دی و امام خمینی. آمار گرفتیم از این طرف و <br />
<br />
آن طرف که فرق اش را ببینیم با آنژیوگرافی، که پزشک های قلب همگی گفتند <br />
<br />
«به دقت آنژیوگرافی نیست، نکند گول بخورید ها!». حالا حسن این سیتی آنژیو <br />
<br />
چه بود که ما افتادیم دنبال ردپاهای حضورش؟ تیغ نمی زدند رگ کشاله را <br />
<br />
پاره کنند و یک دوربین بفرستند توی رگ ها. یعنی خون نمی پاشید تا سقف <br />
<br />
اتاق آنژیوگرافی. بعد هم یک کیسه ی شن نمی گذاشتند روی پای آدم که خون <br />
<br />
نزند بیرون. یک ماده ی رادیواکتیو تزریق می شد و با یک دستگاه خیلی <br />
<br />
خوش برخورد (شبیه ام آر آی) همان کار انجام می شد. بدون هیچ ترس و <br />
<br />
اضطرابی. بدون ریختن یک قطره خون. فقط گیر کرده بودیم سر آن «به دقت <br />
<br />
آنژیوگرافی نیست، گول نخورید ها». <br />
<br />
  <br />
<br />
حالت واضح و مشترکی که توی چشم های همه ی آن متخصصین قلب دیدم «جاخوردن <br />
<br />
بود». نمی دانستند از کجا فهمیده ایم اسم سیتی آنژیو را. به پدرم گفتم <br />
<br />
بیشتر مشورت کند، که بوی پول دارم حس می کنم. خودش هم حس کرده بود. تحقیق <br />
<br />
انجام شد و نتیجه جالب بود. «سیتی آنژیو» نه تنها دقت اش کم تر از آنژیو <br />
<br />
نبود، که مقایسه شان شبیه بود به مقایسه ی فلاپی دیسک و دی وی دی. تفاوت <br />
<br />
تکنولوژی ها بالای بیست سال بود. دل مان قرص شد و هردوشان با هزینه ای <br />
<br />
حدود هشتصدهزار تومان سیتی آنژیو را انجام دادند و شکر خدا مجموع گرفتگی <br />
<br />
هردوشان روی هم 20 درصد هم نبود. آن شرافت گم شده کجاست؟ عرض می کنم. <br />
<br />
  <br />
<br />
هزینه ی آنژیوگرافی (که تیغ دارد و ترس و خون) حدود یک تا یک ونیم میلیون <br />
<br />
تومان است برای هر نفر، و هزینه ی سیتی آنژیو حدود چهارصدهزار تومان. <br />
<br />
زمانی که صرف آنژیوگرافی می شود با احتساب یک تا دو شب بستری بودن بعد از <br />
<br />
آن (جدای از وقت های پذیرش و نوبت دهی و...) حدود دو روز است، و وقتی که <br />
<br />
صرف سیتی آنژیو می شود (باز هم جدای از پذیرش و نوبت دهی و...) حدود <br />
<br />
نیم ساعت. ترس و اضطراب شان را هم مقایسه نکنم که لابد می دانید. پس گیر <br />
<br />
این پزشک های متخصص قلب کجاست؟ <br />
<br />
  <br />
<br />
مشکل خیلی پیچیده نیست. آنژیوگرافی را فقط متخصص قلب ای که دوره ی مخصوص <br />
<br />
آنژیوگرافی را دیده باشد می تواند انجام بدهد، ولی سیتی آنژیو را یک <br />
<br />
رادیولوژیست (که البته او هم باید دوره دیده باشد) می تواند انجام دهد. <br />
<br />
یعنی انحصار آنژیوگرافی دست صنف خودشان است و انحصار سیتی آنژیو دست <br />
<br />
دیگران. چون طبیعتن یک مرکز پزشکی ترجیح می دهد برای انجام کاری مشابه، <br />
<br />
حقوق خیلی کم تر یک رادیولوژیست را بدهد تا حقوق بالای یک متخصص قلب را. <br />
<br />
خب تجارت کثیف متخصصین قلب (که فرق می کند با جراح قلب) را که می بینید، <br />
<br />
اما حالا عمق فاجعه کجاست؟ <br />
<br />
  <br />
<br />
عمق فاجعه این جاست که این جماعت نخورده نیستند. هشت شان گرو نه شان <br />
<br />
نیست. خیلی راحت می توانند ماهی پنچ-شش میلیون تومان دربیاورند ( و خیلی <br />
<br />
هم بیشتر از این ها). اما باز گدا-صفتانه چشم شان دنبال یک قران دو-زار <br />
<br />
پولی ست که از هر آنژیوگرافی به جیب می زنند، بی این که به فکر سلامتی و <br />
<br />
راحتی بیمار باشند. حتا گستاخی و دزدی (که اتفاقن حقیقت معنای دزدی <br />
<br />
همین جاست) را به حدی می رسانند که تمام تلاش شان را به کار می گیرند <br />
<br />
برای پشیمان کردن بیمار از دست یابی به راه تشخیص جدیدتر و کم هزینه تر و <br />
<br />
آسان تر، تازه اگر بگذریم از هماهنگی های پلیدشان برای «ناشناخته ماندن» <br />
<br />
این تکنولوژی. <br />
<br />
  <br />
<br />
بعد از پدر و مادرم دایی م هم رفت سراغ چک*آپ. ده سال پیش آنژیوگرافی <br />
<br />
کرده بود و حالا باید دوباره تست ورزش می داد. مشکل داشت تست اش. تجویز: <br />
<br />
آنژیوگرافی. پیش چهار-پنج تا از بهترین متخصصین قلب تهران رفت و همه <br />
<br />
گفتند آنژیوگرافی. انقدر چرب زبانی و بازاریابی کرده بودند برایش که ما <br />
<br />
هرچه می گفتیم بیا اول برو سیتی آنژیو، -با این که می ترسید از <br />
<br />
آنژیوگرافی- قبول نمی کرد و استدلال پزشک را پذیرفته بود به این توجیه که <br />
<br />
اگر رگ اش گرفته بود همان جا یک باره برایش بالن می زنند یا استنت <br />
<br />
می گذارند و چه و چه. تاکید هم کرده بودند «اورژانسی» ست و حتا از سفر با <br />
<br />
ماشین یا هواپیما یا هر وسیله ی دیگری منع اش کرده بودند و نوبت اضطراری <br />
<br />
هم به اش داده بودند «همین فردا صبح». <br />
<br />
  <br />
<br />
به هر زحمتی بود راضی ش کردیم برود سیتی آنژیو و رفت و نتیجه: گرفتگی <br />
<br />
جزیی. درمان: یکی-دوتا قرص فقط. <br />
<br />
  <br />
<br />
این فریاد را کجا باید زد؟ به کی باید گفت پزشک های مملکت تبدیل شده اند <br />
<br />
به حساب های بانکی ناطق؟ جالبی قضیه می دانید کجاست؟ کمی بیشتر تحقیق <br />
<br />
کردیم، قیمت دستگاه سیتی آنژیو کم تر از سه میلیون دلار است. پولی که <br />
<br />
یعنی هیچ! ولی فقط سه تا توی ایران داریم. چرا؟ چون برای وارد کردن اش <br />
<br />
(حتا بخش خصوصی) باید از وزارت بهداشت تاییدیه گرفت و آن ها هم تایید <br />
<br />
نمی کنند (جز همان سه تایی که لابد برای دوست و آشناست). چرا؟ چون آن ها <br />
<br />
که باید تایید کنند خودشان متخصص قلب اند و بازارشان به خطر می افتد. <br />
<br />
. <br />
<br />
«... سوگند یاد می كنم كه: از تضییع حقوق بیماران بپرهیزم و سلامت و <br />
<br />
بهبود آنان را بر منافع مادی و امیال نفسانی خود مقدم دارم...» <br />
<br />
<br />
<font color="darkred">البته این دوستمون خیلی عصبانی بود از دست دکترای قلب....من یه جاهایی رو سانسور کردم ... ولی اصل قضیه دست نخورده</font></div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://irsmg.ir/f62/">پزشکی</category>
			<dc:creator>bi.ta</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://irsmg.ir/t8590/</guid>
		</item>
		<item>
			<title>لخته خون - سکته‏</title>
			<link>http://irsmg.ir/t8503/</link>
			<pubDate>Wed, 18 Aug 2010 15:29:09 GMT</pubDate>
			<description>لخته خون   -   سکته 
 
چهارمین نشانه سکته نیز مشخص شد: زبان 
 
  
 
هیچ گاه این سه حرف را فراموش نکنید: لحد</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>لخته خون   -   سکته<br />
<br />
چهارمین نشانه سکته نیز مشخص شد: زبان<br />
<br />
 <br />
<br />
هیچ گاه این سه حرف را فراموش نکنید: <font color="red">لحد </font><br />
<br />
  <br />
<br />
  <br />
<br />
نشانه های سکته   : <br />
<br />
جین در جشن کباب پزی سکندری خورد و به زمین افتاد. <br />
اما به دوستانش که پیشنهاد کردند به اورژانس زنگ بزنندگفت <br />
حالش خوب است و فقط به خاطر اینکه به کفشهای جدیدش عادت ندارد پایش به سنگفرش گیر کرده.<br />
آنها به او کمک کردند تا بلند شده و یک بشقاب غذای دیگر برای خود بکشد. <br />
<br />
جین با اینکه کمی هول شده بود ولی تا آخر آن بعدازظهر خود را سرگرم کرد. <br />
<br />
همان شب همسر جین تماس گرفت و به همه اطلاع داد که جین را به بیمارستان منتقل کرده اند <br />
و وی ساعت 6 بعد ازظهر فوت کرده است. <br />
او در جشن دچار حمله شده بود <br />
و اگر اطرافیانش نشانه های حمله را تشخیص داده بودند شاید جین اکنون با ما بود. <br />
<br />
گاهی حمله منجر به فوت افراد نمی شود <br />
اما  آنها در شرایطی بدتر از مرگ مجبور به ادامه زندگی می شوند. <br />
<br />
خواندن این متن تنها یک دقیقه از زمان شما را خواهد گرفت... <br />
<br />
یک متخصص اعصاب اعلام کرده است که <br />
اگر شخصی را که دچار حمله شده در 3 ساعت به بیمارستان منتقل کنند <br />
می توان عوارض ناشی از حمله  را به طور کامل از بین برد. <br />
بله به طور کامل!! <br />
وی می گوید روش شناسایی حمله  <br />
و رساندن بیمار به درمانهای پزشکی در کمتر از 3 ساعت به شناسایی علایم آن بستگی دارد: <br />
<br />
شناسایی علایم سکته   : <br />
<br />
در برخی موارد شناسایی علایم سکته کار بسیار سختی است. <br />
<br />
متاسفانه نا آگاهی افراد می تواند منجر به فاجعه  ای جبران ناپذیر شود. <br />
سکته می تواند باعث مرگ یا آسیب مغزی فرد گردد <br />
و این در حالیست که اطرافیان شخص حتی متوجه علایم سکته نشده اند. <br />
<br />
پزشکان اعلام کرده اند که اطرافیان  قربانی می توانند تنها با پرسیدن سه سوال ساده متوجه علایم سکته شوند <br />
<font color="red"><br />
ل   : از شخص بخواهید تا لبخند بزند. </font><br />
<br />
<font color="red">ح   : از شخص بخواهید که حرف بزند یا یک جمله ساده را به درستی ادا کند. </font><br />
<br />
( مثلا: امروز هوا آفتابی است) <br />
<br />
<font color="red">د: از وی بخواهید هر دو دستش را بلند کند. </font><br />
<br />
اگر فرد در انجام هر کدام از موارد زیر مشکل داشت ، <br />
در اسرع وقت با اورژانس تماس گرفته و علایم را برای امدادگران توضیح دهید. <br />
<br />
و اما نشانه دیگری از سکته: <br />
از وی بخواهید زبان خود را بیرون بیاورد. <br />
<br />
اگر زبان وی به راست یا چپ متمایل شده بود، <br />
بدانید که شخص دچار حمله شده است.</div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://irsmg.ir/f62/">پزشکی</category>
			<dc:creator>bi.ta</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://irsmg.ir/t8503/</guid>
		</item>
		<item>
			<title>خاكشير,براي از بين بردن جوش هاي صورت مفيداست!!!</title>
			<link>http://irsmg.ir/t8481/</link>
			<pubDate>Wed, 18 Aug 2010 00:35:14 GMT</pubDate>
			<description>*مصرف خاكشیر برای رفع جوش*های صورت مفید است 
یك متخصص تغذیه گفت: مصرف خاكشیر برای برطرف كردن جوش*های صورت كه به علت مصرف چربی و شیرینی زیاد ایجاد شده...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><b>مصرف خاكشیر برای رفع جوش*های صورت مفید است<br />
یك متخصص تغذیه گفت: مصرف خاكشیر برای برطرف كردن جوش*های صورت كه به علت مصرف چربی و شیرینی زیاد ایجاد شده است مفید است.<br />
مرتضی صفوی  افزود: خاكشیر از نظر طب قدیم ایران گرم و خنك كننده بدن است. دانه*های خاكشیر به رنگ قرمز تیره است و مصرف آن در روز*های گرم تابستان مفید است.<br />
وی گفت: مصرف خاكشیر ادرار آور و تب بر است و برای دفع كرم مفید است. خاكشیر التیام دهنده زخم و جراحات است و عطش را از بین می*برد.<br />
این متخصص تغذیه افزود: جوشانده خاكشیر برای رفع اسهال*های ساده می*تواند، مفید باشد و مصرف خاكشیر صدا را باز می*كند.</b></div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://irsmg.ir/f62/">پزشکی</category>
			<dc:creator>boosehyebaran</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://irsmg.ir/t8481/</guid>
		</item>
	</channel>
</rss>
