|
| صفحه اصلی | ارسالهاي امروز | نشانه گذاري انجمن ها به عنوان خوانده شده | گروه دسته جمعی | " مشاهده کاربران آنلاین حاضر در سایت" |
|
|||||||
| ثبت نام | Arcade | راهنما | فهرست کاربران | تقویم | جستجو | ارسالهاي امروز | نشانه گذاري انجمن ها به عنوان خوانده شده |
عضویت رایگان
|
![]() |
|
|
|
|
|
|
|
| آنتی ویروس Nod32 | آخرین اپدیت های KasperSky | فول آلبوم های سایت | انجمن ویندوز 7 | آپلود سنتر فایل | دانلود فیلم 2009 | آپلودسنتر عکس | کتابخانه ایران ماتریکس |
![]() ![]() |
|
|
LinkBack | ابزارهای موضوع | نحوه نمایش |
|
|
#1 (permalink) |
|
|
یك روز كاملاً معمولى تحصیلى بود. به طرح درسم نگاه كردم و دیدم كاملاً براى تدریس آماده ام. اولین كارى كه باید مى كردم این بود كه مشق هاى بچه ها را كنترل كنم و ببینم تكالیفشان را كامل انجام داده اند یا نه.
هنگامى كه نزدیك تروى رسیدم، او با سر خمیده، دفتر مشقش را جلوى من گذاشت و دیدم كه تكالیفش را انجام نداده است. او سعى كرد خودش را پشت سر بغل دستیش پنهان كند كه من او را نبینم. طبیعى است كه من به تكالیف او نگاهى انداختم و گفتم: "تروى! این كامل نیست." او با نگاهى پر از التماس كه در عمرم در چهره كودكى ندیده بودم، نگاهم كرد و گفت: "دیشب نتونستم تمومش كنم، واسه این كه مامانم داره مى میره." هق هق گریه ی او ناگهان سكوت كلاس را شكست و همه شاگردان سرجایشان یخ زدند. چقدر خوب بود كه او كنار من نشسته بود. سرش را روى سینه ام گذاشتم و دستم را دور بدنش محكم حلقه كردم و او را در آغوش گرفتم. هیچ یك از بچه ها تردید نداشت كه "تروى" بشدت آزرده شده است، آن قدر شدید كه مى ترسیدم قلب كوچكش بشكند. صداى هق هق او در كلاس مى پیچید و بچه ها با چشم هاى پر از اشك و ساكت و صامت نشسته بودند و او را تماشا مى كردند. سكوت سرد صبحگاهى كلاس را فقط هق هق گریه هاى تروى بود كه مى شكست. من بدن كوچك تروى را به خود فشردم و یكى از بچه ها دوید تا جعبه دستمال كاغذى را بیاورد. احساس مى كردم بلوزم با اشك هاى گرانبهاى او خیس شده است. درمانده شده بودم و دانه هاى اشكم روى موهاى او مى ریخت. سؤالى روبرویم قرار داشت: "براى بچه اى كه دارد مادرش را از دست مى دهد چه مى توانم بكنم؟" تنها فكرى كه به ذهنم رسید، این بود: "دوستش داشته باش ... به او نشان بده كه برایت مهم است ... با او گریه كن." انگار ته زندگى كودكانه او داشت بالا مى آمد و من كار زیادى نمى توانستم برایش بكنم. اشك هایم را قورت دادم و به بچه هاى كلاس گفتم: "بیایید براى تروى و مادرش دعا كنیم." دعایى از این پرشورتر و عاشقانه تر تا به حال به سوى آسمان ها نرفته بود. پس از چند دقیقه، تروى نگاهم كرد و گفت: "انگار حالم خوبه." او حسابى گریه كرده و دل خود را از زیر بار غم و اندوه رها كرده بود. آن روز بعدازظهر مادر تروى مرد. هنگامى كه براى تشییع جنازه او رفتم، تروى پیش دوید و به من خیر مقدم گفت. انگار مطمئن بود كه مى روم و منتظرم مانده بود. او خودش را در آغوش من انداخت و كمى آرام گرفت. انگار توانایى و شجاعت پیدا كرده بود و مرا به طرف تابوت راهنمایى كرد. در آنجا مى توانست به چهره مادرش نگاه كند و با چهره ی مرگ كه انگار هرگز نمى توانست اسرار آن را بفهمد روبرو شود. شب هنگامى كه مى خواستم بخوابم از خداوند تشكر كردم از اینكه به من این حس زیبا را داد، تا توان آن را داشته كه طرح درسم را كنار بگذارم و دل شكسته یك كودك را با دل خود حمایت كنم ... ![]() ![]()
__________________
به جهاني ندهم عالم درويش را كه جهان غمكده اي در نظر درويش است |
|
|
|
| یک کابر بخاطر پست مفید 5 از او تشکر کرده است : | Ghazal (18 August 2009), jack_panosyan (19 August 2009), movahed (19 August 2009), shadi sheitoon bala (18 August 2009), Shelby (18 August 2009) |
|
|
#2 (permalink) |
![]() تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: x
نام : shadi
نوشته ها: 77
تعداد تشکر ها : 189
253 تشکر در 117 پست
حالت من :
|
الهی!!!!!!!!!
خیلی جذاب بود! ممنون |
|
|
|
| یک کابر بخاطر پست مفید 4 از او تشکر کرده است : | boosehyebaran (18 August 2009), jack_panosyan (19 August 2009), Shelby (18 August 2009), سريسا (19 August 2009) |
|
|
#3 (permalink) |
|
|
ای کاش این حس انسان دوستی در آدمیزاد فقط موقع مرگ کسی بروز نمیکرد و یاد میگرفتیم که همیشه به هم کمک بکنیم.
ممنون خیلی قشنگ بود.
__________________
دوستان با 1 کلیک به بچه های گرسنه کمک بکنین(خواهشا همه از این به بعد شرکت بکنن) تنها کاربران عضو شده قادر به دیدن لینک ها هستند !!برای عضویت کلیک کنید] این نقاشی رو ببینین اگه کف نکردین هر چی خواستین بگین تنها کاربران عضو شده قادر به دیدن لینک ها هستند !!برای عضویت کلیک کنید] بروبکس بخش اختصاصی سورپرایز برای شما تنها کاربران عضو شده قادر به دیدن لینک ها هستند !!برای عضویت کلیک کنید] دوستان از مطالب قسمت اموزشی سایت دیدن بفرمایید تنها کاربران عضو شده قادر به دیدن لینک ها هستند !!برای عضویت کلیک کنید] |
|
|
|
| یک کابر بخاطر پست مفید 3 از او تشکر کرده است : |
![]() ![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| از, به, ترین, زیبا, عاشقانه, من, نگاه, پر, پیدا, کاش |
| کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان) | |
(View-All)
کاربران که این موظوع را مشاهده کرده اند : 14
|
|
| boosehyebaran, Ghazal, jack_panosyan, mahdi_kh8, mar, movahed, mry990, nazzila, سريسا, PAYAM, Robot, shadi sheitoon bala, Shelby |
| ابزارهای موضوع | |
| نحوه نمایش | |
|
|